از سیر تا پیاز پرورش زنبور عسل ، زنبورداری و تولید عسل

معرفی کلی :

زنبور عسلگونه‌ای زنبور است که عسل می‌سازد. زنبور عسل این کار را با گردآوری شهد گل‌ها در کندو انجام می‌دهد.زنبورهای هر کندو یکی از سه نوع زنبور ملکه، زنبور نر و زنبور کارگر هستند. زنبور عسل از حشرات اجتماعی است حتی اگر در خارج از کندو دارای غذای کافی باشد نمی‌تواند به تنهایی زندگی کند.

مصارف  و محصولات زنبور عسل:

محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوری آنها

می توان به شهد یا عسل و گرده زنبور عسل ویژه «موم» که از صمغ ها به وجود می آید، اشاره کرد. گرده زنبور عسل دارای انواع مواد آلی و ویتامین ها م یباشد. گرده شامل قندهای احیا کننده میباشد که در گل ۳۱% در گروه کربوهیدرات وجود دارد. میزان متوسط پروتئین گروه حدود ۲۲% است و تمام اسیدهای آمینه ضروری مورد نیاز انسان در ترکیب پروتئینی دانه گروه وجود دارد.عصاره اتری گروه حاوی چربی ها و روغن ها، پیگمان ها، دونین ها، ویتامین ها و هورمون رشد می باشد.گروه حاوی ۱۳ نوع اسید چرب و دو استدول عمده به نام های ۲۴- متیلن کلسترول و «بی سی توسترول» است. برای جمع آوی دانه گرده می توان از تله گرده، استفاده کرد، ولی این کار توصیه نمی شود، چون جمعیت زنبورها را تضعیف می کند.

بعضی از مصارف گرده زنبور عسل

دانه گرده در پزشکی اهمیت خاصی دارد.در درمان بیماری های پروستات و آلرژی و در حال بی اشتهایی از داروهایی که از دانه گرده ساخته می شوند، استفاده می کنند. دانه گرده به عنوان مکمل غذایی به کار می رود و از آن در رفع چین و چروک و لکه های صورت استفاده می گردد.از داروهای مشهور می توان به Prostaflor, Ofilorex اشاره کرد.

نیش زنبور

از نیش زنبور عسل به علت خاصیت قلیایی و اسیدی بودن آن در درمان بیماریها، استفاده می کنند.

گونه و نژادهای زنبور عسل

۱- زنبور هندی (Apis Indiea)

۲- زنبور درشت (Apis drostata)

۳- زنبور ریز (Apis florae)

۴- زنبور عسل معمولی (Apis mellifera)

معرفی ملکه زنبور عسل:

ملکه، مادر همه زنبور های کلنی و به عنوان مهم‌ترین و با ارزش‌ترین افراد کندو شناخته شده است. ملکه از تخم بارور یا لارو ماده جوان کمتر از ۳ روز بوجود می‌آید. سلول‌های ملکه معمولاً به صورت عمودی در سطح و حاشیه شان‌ها ساخته می شود در صورتی که سلولهای زنبورهای کارگر و نر به صورت افقی قرار دارند. (منظور از کلنی:جاندار پر سلولی ساده می باشد که ازسلول های کم و بیش یکسان ساخته شده و بین سلول های ان ارتباط زیستی وجود دارد و هر سلول مستقل از سلول دیگر عمل میکند.)

ملکه باکره تقریباً نزدیک به یک هفته آماده جفتگیری می‌گردد و در یک روز آفتابی و معمولا بعداز ظهر از کندو خارج شده و در آسمان و در محل تجمع زنبورهای نر، حداقل با ۱۰ عدد زنبور نر جفتگیری کرده و در حالتی که اندام تناسلی آخرین زنبور نر به عنوان علامت جفت‌گیری در واژن آن است. به کندو باز می‌گردد و دو روز بعد تخم گذاری را شروع می نماید.

نوزادان ملکه شبیه کارگرها اما سریع‌تر از آن‌ها رشد و به صورت زنبور کامل در می‌آید . ملکه در طول حیات خود فقط از شیر زنبور یعنی ژله رویال، تغذیه می‌کند. نوع غذا و زیاد بودن مقدار و کیفیت آن باعث می شود که ملکه به تمام معنا کامل و دستگاه تولیدمثل کامل داشته باشد. کارگرها پس از متولد شدن ملکه، عملا او را نادیده می‌گیرند اما خیلی زود جلب او می‌شوند و به تغذیه و تیمار او می‌پردازند.

نوزادان پس از خروج از تخم بعد از طی دو مرحله به صورت زنبور کامل در می‌آیند. در مرحله اول به صورت کرم‌های سفیدی هستندو در خانه‌های کوچکی به سر می‌برند و پرستاران به آن‌ها غذا می‌رسانند و پس از چند روز به صورت زنبورهایی در می‌آیند که هنوز کامل نشده‌اند  و به حالت خوابیده و خشک شده به سر می‌برند (مانند حالت پروانه ابریشم در پیله) به این جهت غذا نمی‌خورند تا وقتی که به صورت حشره کامل درآیند.

ملکه زنبورعسل به سادگی از کارگران و زنبور نر مشخص می‌شود. ملکه نسبتاً درشتر و درازتر از کارگران و نر است، ولی پهن‌تر از آنها نیست. از آنجا که شکم ملکه طویل و در سطح زیرین پهن است، طول بال‌هایش نسبت به بدن از بال کارگرها و زنبورهای نر کوتاه‌تر است. نیش ملکه کمی خمیده است و نسبت به نیش زنبور کارگر دندانه‌هایی دارد که فقط برای از بین بردن ملکه‌های رقیب بکار می‌رود. حرکت ملکه در مواقع عادی ملایم است ولی در مواقع ضروری می‌تواند با سرعت حرکت کند.

جنسیت ملکه ماده بوده و مهم‌ترین وظیفه‌اش تخم‌گذاری می‌باشد. ملکه به عنوان رهبر کندو محسوب می‌شود و اگر ملکه را بردارند و یا کشته شود و جانشینی برای او وجود نداشته باشد بعد از سه یا چهار ساعت تمام کارهای کندو متوقف می‌شود و بعد از مدتی زنبورها حدوداً ظرف دو روز اگر داخل کندو تخم روز وجود داشته باشد شروع به تولید شفیره ملکه برای تولید ملکه جدید می‌کنند؛ پس از مدت دو هفته ملکه‌ها از شفیره بیرون می ایند وباهم مبارزه می‌کنند تا سرانجام قوی‌ترین آنها دوباره رهبری کندو را به عهده می‌گیرد اما اگر تخم روز داخل کندو نباشد. بعد از مدت کوتاهی کارگران شروع به بکرزایی می‌کنند و کندو نر ریز می‌شود و در معرض نابودی قرار می‌گیرد.

ملکه از اواخر فروردین تا اواخر خرداد در شرایط متعادل روزانه حدود ۱۵۰۰ تا ۴۰۰۰ تخم می‌گذارد.
ملکه‌ها و کارگرها از تخم‌های لقاح شده(۳۲ کروموزوم) و نرها از تخم‌های غیر لقاح شده(۱۶ کروموزوم)، به وجود می‌آیند.
طول بدن ملکه بسته به هر نژاد متفاوت می‌باشد و به طور طبیعی بیش از ۵ سال می‌تواند زنده بماند.
در زنبورداری تجاری بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمی‌شود به علت کاهش تخمریزی (در سال اول ۵۰٪ و در سال دوم ۲۵٪ تخمریزی می‌کند و در سالهای آینده ۲۵٪ تخم می‌گذارد به همین دلیل زنبوردار ملکه را در سال سوم حذف می‌کند).

ملکه زنبور عسل در زمان شفیرگی عسل و گرده نمی‌خورد و بجای آن [ژله رویال از غدد ترشحی زنبوران کارگر می‌باشد] مصرف می‌کند و بخاطر همین تک غذا بودن در ۵ روز اول زندگی ۱۲۵۰ برابر بزرگتر از بقیه زنبوران می‌شود و عمر این زنبور از حدود ۴۵ روز به ۵ تا ۷ سال افزایش پیدا می‌کند و شفیره‌ای که از عسل و گرده تغذیه شود هیچگاه به ملکه تبدیل نشده و کارگر خواهد شد. ملکه تا آخر عمر توسط  ژله رویال تولیدی کارگران تغذیه می‌شود.

لوازم مورد نیاز برای زنبورداری


کندو

خصوصیات یک کندو ازورود زنبورهای مهاجم جلوگیری کند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه ها گردد. اغلب کندوها چوبی هستند و رایج ترین آنها به نامهای مدرن یا ملی هستند.
قسمتهای مختلف یک کندو از پائین به با لا تخته تحتانی – طبقه – پنجره ملکه – قابها و زیرسازی آنها – صفحه جدا کننده – سرپوش
ابزارآلات زنبورداری لباس کار زنبورداری – یک جفت پوتین یا چکمه خوب – یک جفت دستکش – توری جهت پوشاندن صورت – دودی یا دودکن – کاردک زنبورداری – کلاه – برسی یا شاه پر- قفس ملکه – بچه گیر – یک قوطی کبریت
دودی یا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگی به زنبوردار اجازه خارج کردن عسل از کندو را نخواهند داد. برای تخفیف دادن حملات آنها و یا اداره کردن زنبوران زمانی که کندو مورد بازدید قرار می گیرد از وسیله ای بنام دودی یا دود کن استفاده میشود. برخی از دودکن ها از قلع و برخی از مس یا استیل ضد زنگ ساخته شده اند ویک دودکن باید دمنده قوی (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته های مقوای نازک ،گونی کنف خشک و بخصوص پوسیده ،تکه های پارچه یا لباس پشمی کهنه ،چوب پوسیده و پهن گاو بهترین سوختها برای دودکن به حساب می آیند.
چند نکته راجع به زنبورداری ۱-رنگ کندوها را اغلب به علت تشخیص بهتر آنها و انعکاس حرارت و جلوگیری از نفوذ گرما به داخل کندو سفید انتخاب می کنند. ۲- فضای مورد نیاز برای فعالیت هر زنبور در کندو حدود ۸ میلی متر می باشد. ۳- زنبورها از رنگهای سیاه و قهوه ای خوششان نمی آید و در هنگام کار از بکار بردن وسایل این رنگی باید خودداری کرد.
آناتومی وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودی است که به صورت اجتماعی زندگی می کند و به دو صورت نر و ماده می باشد که ماده ها شامل ملکه و زنبور کارگر می باشند. قسمتهای مختلف بدن یک زنبور سر: (چشمها- شاخک ها- ضمائم دهانی- مغز و غدد گوناگون ) سینه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مرکز حرکتی بدن زنبور است ) شکم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نیش یا زوائد تولید مثلی است) چشمها: دوعدد چشم مرکب با چندین عدسی در دو طرف سر و سه چشم بسیار ساده کوچک بر روی فرق سر
دستگاه گوارش شامل فک و خرطوم است .
کار فک یا ماندیبول mandible گزش، جویدن ، مکش و عمل لیسیدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوری گرده – موم کاری – تمیز کردن کندو – جنگیدن – برداشت کردن و چیدن – کار با بره موم و تثبیت آن – پرستاری نوزادان

شرایط دمایی کندو و زنبود عسل:

یکی از خصوصیات زنبور عسل که او را قادر می سازد تا در مقابل شرایط نامساعد اقلیمی و آب و هوایی مقاومت کند, قدرت تنظیم حرارت در داخل کندو می باشد. این حشره قادر است علی رغم شرایط نامساعد حرارتی و در دسترس نبودن مواد غذایی در خارج از کندو, به حیات خود ادامه دهد. از این لحاظ زنبور عسل به پرندگان و پستانداران بیشتر شباهت دارد تا به سایر حشرات.

درجه حرارت در منطقه پرورش نوزادان بین ۳۲ تا ۳۵ درجه سانتیگراد ثابت نگه داشته می شود. به همین لحاظ است که نشو و نمای لاروها در فاصله زمانی قابل تخمین صورت می گیرد. در تابستان گرمای داخلی کندو به وسیله تبخیر آب و بال زدن کارگران نقصان پیدا می کند. وقتی حرارت محیط اطراف به ۱۴ درجه سانتیگراد سقوط می کند, زنبورها تشکیل خوشه می دهند. در این حالت با هضم کردن عسل و ارتعاش ماهیچه های سینه تولید حرارت می کنند.

زنبوران کارگر در یک زمان هم به عنوان ژنراتور و هم به عنوان لایه جلوگیری کننده از خروج حرارت عمل می کنند. در حالی که یک کلنی می تواند علی رغم شرایط نامساعد طبیعی زنده بماند, افراد کلنی در مقابل این تغییرات به تنهایی بی پناه هستند و با حرارت ۱۰ درجه سانتی گراد در داخل بدن, قدرت پرواز خود را از دست می دهند. در حرارت ۵ درجه قدرت حرکت از آنها سلب می شود و در حرارت ۱.۹ درجه سانتیگراد زیر صفر بدنشان منجمد می شود. در یک خوشه بدون نوزاد, در زمستان درجه حرارت بین ۲۰ تا ۳۶ درجه تغییر می کند. حرارت عادی در داخل خوشه در حدود ۲۹ درجه سانتیگراد می باشد.

فعالیت های تنظیم دما برای زنبور عسل به صورت زیر می باشد:

۳۸ درجه سانتیگراد : خنک کردن کندو

۳۳ – ۳۶ درجه سانتیگراد : ترشح موم و پرورش نوزاد

۲۹ درجه سانتیگراد : توقف پرورش نوزاد

۲۰ درجه سانتیگراد : ملکه برای جفتگیری از کندو خارج نمی شود

۱۶ درجه سانتیگراد : نر ها برای پرواز از کندو خارج نمی شوند

۱۴ درجه سانتیگراد : تشکیل خوشه توسط کارگران

۱۰ درجه سانتیگراد : کارگران قدرت پرواز را از دست می دهند

۵ درجه سانتیگراد : کارگران قدرت تحرک را از دست داده, از خوشه سقوط می کنند و منجمد می شوند

به محض اینکه درجه حرارت در اطراف توده خوشه مانند, در داخل کلنی نقصان پیدا می کند, زنبورانی که در پوسته خارجی این توده قرار دارند, بال های خود را تا حدودی می گشایند و مانع تشعشع حرارت به خارج می گردند. در عین حال با حرکات سریع سینه خود به تولید حرارت می پردازند. وقتی درجه حرارت بیشتر سقوط کند, این زنبورها سر و سینه خود را در داخل توده فرو می برند و شکم خود را به سمت خارج نگاه می دارند. اگر در این حالت کسی گوش خود را روی قسمت بالای کندو قرار دهد شاید بتواند صدای بم و مداوم وزوز زنبوران را بشنود. این نشانه آن است که تا عسل در کندو باقی است شرایط خوب است.

رطوبتی که در اثر هضم عسل ایجاد می شود از خوشه خارج شده, به صورت ذرات یخ سطح داخلی دیواره های کندو را فرا می گیرد. وقتی درجه حرارت کمی بالا می رود این ذرات یخ ذوب می شود و مورد استفاده زنبوران قرار می گیرد.

توده خوشه مانند زنبوران عسل در حرارت ملایم به سمت بالا گرایش دارند و با رسیدن بهار به قسمت بالای قاب ها می رسند. زنبورانی که از خوشه جدا می شوند, یا فرو می افتند و یا می میرند و در کف کندو جمع می شوند.

در مورد درآمد زنبورداری و شروع کار:

متاسفانه تعداد زیادی از افراد, فقط به خاطر بیکاری و نیاز مالی مجبور به انتخاب شغل شریف زنبورداری شده اند. این در حالی است که زنبورداری شغلی کم هزینه و پردرآمد معرفی شده است, ولی برعکس بیشتر زنبوردارها همگی افرادی با درآمد کم و وضعیت نامناسب مالی هستند و این تبلیغ دروغی بیش نیست.

از طرف دیگر عده زیادی از روی علاقه شروع به این کار می کنند که این وجه قابل تحمل تر بوده و حداقل در گرده افشانی طبیعت در تمام نقاط محیط موثر می باشد. این افراد به دلیل اینکه عاشق کارشان هستند, با تحقیق و بدون عجله دنبال کارشان را می گیرند و چون معمولا نیاز مالی ندارند, بدون استرس و با کیفیت کار می کنند.

به طور دقیق نمی توان برای یک زنبوردار درآمد مشخصی تعیین نمود, زیرا عناوین متعددی در این مسئله دخیل هستند که مهم ترین آنها میزان تجربه و مدیریت, نوع نژاد, نوع کندو, کوچ نشینی یا ثابت بودن, نوع و مقدار محصول برداشت شده و … می باشند. اما به صورت کاملا تخمینی و کلی می توان گفت که یک زنبوردار با یکصد کندو می تواند امورات یک خانواده ۴ نفره و متوسط را اداره نماید.

شاغل هستید یا بیکار؟

افرادی که شاغل هستند بهتر است با خرید تعدادی در حد ۳ الی ۶ کلنی و قرار دادن آنها در گوشه ای به مدت یک سال به کسب تجربه بپردازند و در انتهای سال اول تصمیم بگیرند که آیا می خواهند واقعا وارد شغل زنبورداری شوند یا خیر. اگر تصمیم بر ادامه کار داشته باشند به راحتی می توانند با خرید تعداد بیشتری کلنی و یا تقسیم کندوهایشان این کار را مجدانه ادامه دهند زیرا حالا تجربه این کار را دارند. اگر هم تصمیم بر ادامه ندارند, به راحتی می توانند آن تعداد کم کندو را فروخته و از دنیای زنبورداری خداحافظی نمایند.

افرادی که بیکار هستند باید از خرید تعداد زیادی کلنی و شروع یکباره این صنعت خودداری نمایند. بهترین گزینه برای این افراد این است که حداقل یک سال به عنوان شاگرد در کنار یک زنبوردار کهنه کار و موفق به کار پرداخته و در طول این مدت با دریافت حقوق و نیز آموزش رایگان, خود را برای ورود قاطعانه به این شغل آماده نمایند.

سرمایه ای برای استارت کار دارید یا خیر؟

اگر فردی هستید که تخصص کاری غیر از زنبورداری را دارید و سرمایه آن تخصص را هم دارید, بهتر است به همان کار پرداخته و خود را درگیر زنبورداری ننمایید. اما اگر سرمایه کمی دارید و تخصصی هم ندارید, راه برای زنبوردار شدن شما بسته نیست.

به زنبورستانتان نزدیک هستید یا دور؟

اگر فاصله زنبورستان شما از مکان سکونتتان زیاد باشد, مسلما هزینه های زیادی برای رفت و آمد خواهید پرداخت که اصلا اقتصادی نخواهد بود. بهتر است زنبورستانتان را در نزدیک ترین مکان, به مکان سکونتتان انتخاب نمایید.

در کدام منطقه جغرافیایی زندگی می کنید؟

بسیاری از مناطق ایران زمین برای زنبورداری مناسب هستند. در واقع به جز مناطق کویری و ارتفاعات بلند و غیر قابل تردد و نیز مناطقی که بادهای تند و طولانی مدت دارند یا مناطق شهری که برای زنبورداری مناسب نیستند, بقیه مکان های جغرافیایی کشورمان مشکلی نخواهند داشت. البته مسلما میزان برداشت در مناطق مختلف, متفاوت خواهد بود.

زنبورهایتان را کوچ خواهید داد یا ثابت خواهند ماند؟

زنبوردارانی که قصد ثابت نگه داشتن کندوهایشان را دارند باید توجه داشته باشند که حتما حداقل به شعاع ۵ کیلومتری کندوهایشان در مدت ماه های گرم سال, گل های فراوانی برای چرای زنبورها وجود دارد و زنبورها به هیچ وجه به مدت حداکثر یک هفته متوالی, بدون گرده و شهد نخواهند ماند. در این وضعیت, سالی یک بار برداشت در حدود تیر ماه وجود خواهد داشت. معمولا اکثر مناطق نیمه شمالی کشور در این وضعیت قابل دسته بندی هستند.

افرادی که می خواهند زنبورهایشان را کوچ دهند مسلما شاهد برداشت حدودا ۵ برابری خواهند بود و بهتر است در سال ۳ کوچ را انجام دهند, اما باید بدانند که کوچ دادن زنبورستان مشکلاتی همچون دوری از خانواده, مشکل آب و برق و حتی گاهی تلفن همراه, مشکل حمام و سرویس بهداشتی, مشکل حیوانات وحشی, جابجایی لوازم سنگین و… در پی خواهد داشت.

آیا توانایی جسمی برای این کار را دارید؟

اگر زنبورستان شما به محل زندگی شما نزدیک است و تعداد کندوهای شما در حد ۲۰ عدد می باشد, تقریبا هیچ محدودیتی برای زنبوردار شدن نخواهید داشت, حتی اگر بیمار باشید.

اما اگر زنبورستان شما فاصله زیادی با منزل و مراکز درمانی دارد و شما بیماری خاصی دارید باید به این مسئله توجه نمایید. همچنین افرادی که تعداد زیادی کندو دارند, اگر مشکلات ستون فقرات و پا داشته باشند, حتما با مشکل مواجه خواهند شد.

به نیش زنبور عسل حساسیت دارید یا خیر؟

فردی که می خواهد به شغل زنبورداری دست بزند ابتدا باید مطمئن شود که به نیش زنبورعسل حساسیت ندارد. البته زنبوردارانی هسنند که به نیش زنبورعسل حساسیت دارند و به کمک داروهای ضد حساسیت در حال فعالیت هستند اما این روند زیاد جالب نیست و همواره دلهره ی نیش خوردن آنها را آزار می دهد.

تغذیه زنبور عسل:

انواع تغذیه زنبور عسل

تغذیه زنبور عسل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و باید به آن توجه شود. زنبوردار موظف است تا تغذیه لازمه کلنی را تامین کند تا مشکلی از این بابت برای کلنی به وجود نیاید. دلایل تغذیه کلنی و همچنین انواع تغذیه زنبور عسل در ادامه آمده است که می تواند مفید باشد.

تغذیه کلنی های زنبور عسل به دو منظور انجام می گیرد:

۱ . تغذیه جهت تکمیل پروتئین مورد نیاز کلنی

۲ . تغذیه جهت تامین انرژی مورد نیاز جمعیت

انواع تغذیه زنبور عسل

۱ . تغذیه تحریکی ملکه:

تغذیه تحریکی ملکه بعد از برداشت عسل پاییزه و به مدت یک ماه که شهد و گرده گل کمتر به کلنی آورده میشود انجام می گیرد.

۲ . تغذیه زمستانه یا تغذیه پاییزی کلنی های زنبورعسل:

این تغذیه بعد از برداشت عسل و آخرین مهاجرت کلنی های زنبور عسل برای زمستان گذرانی بوده و با شربت غلیط ( یک قسمت آب و دو قسمت شکر ) انجام می گیرد.

۳ . تغذیه بهاره کلنی های زنبورعسل:

این تغذیه با ورود اولین گرده گل به کلنی های زنبور عسل و تخمریزی ملکه در آخر زمستان و اوایل بهار انجام می گیرد.

۴ . تغذیه جهت تجویز دارو:

این نوع تغذیه بیشتر بر ای پیشگیری و درمان بیماری های مختلف زنبورهای عسل بالغ و یا نوزادان به کار می روند و معمولاٌ به صورت مایع، پودر، نوار دودزا و یا تصعیدی می باشند.

با تغذیه مناسب و به هنگام زنبور عسل قطعا شاهد مشکلات کمتری در داخل کلنی خواهیم بود. هرچند زنبوردار باید تمامی نکات را در تغذیه زنبور رعایت کند تا مشکلی در کیفیت عسل به وجود نیاید.

آیا می دانید که  تغذیه تکمیلی زنبورهای عسل به دلایل زیر صورت می گیرد:

۱ . تامین کمبود مواد غذایی زنبورها جهت سلامتی، رفتار طبیعی، رشد و نمو آنها.

۲ . آماده کردن کلنی برای بهره برداری کامل از طبیعت درجاهایی که جریان شهد و یا گرده گل کوتاه مدت است.

۳ . رساندن جمعیت کلنی به حد طبیعی و مطلوب برای انجام عمل گرده افشانی به نحو مناسب.

۴ . افزایش جمعیت کلنی ها در زمان هایی که با کمبود شهد و گرده مواجه هستند.

۵ . ازدیاد جمعیت کلنی ها در پائیز و بهار جهت تولید بچه کندوی مصنوعی.

۶ . حمایت از پرورش نوزادان و تداوم تخمریزی در مواقعی که هوا طوفانی و نامناسب برای چرای زنبورها می باشد.

۷ . در موقع تولید ملکه و یا زنبور پاکتی که باید جمعیت کندوها بالا باشد.

۸ . نگهداری کلنی ها و طولانی نمودن فصل پرورش زنبورهای نر جهت جفت گیری با ملکه.

۹ . برای جبران جمعیت کلنی هایی که در سمپاشی گیاهان آسیب دیده اند.

۱۰ . تامین ذخیره غذایی به اندازه کافی برای زمستان گذرانی کلنی ها.

۱۱ . کمک به کلنی های ضعیف یا غارت شده به منظور تقویت و بازسازی آنها.

۱۲ . در مواقعی که مصرف دارو در کندو ضروری می باشد، می توان با مکمل ها مخلوط کرده و در اختیار زنبور های عسل قرار داد.

بیماری های زنبور عسل:

بیماری لوک اروپایی  ( European  Foulbroud )

بیماری لوک اروپایی یک بیماری فصلی است . زمان پیدایش آن عمدتاً از اواسط تا اواخر فصل بهار است ؛ یعنی درست در زمان تزاید نسل . این بیماری نیز مانند بیماری لوک آمریکایی در بیشتر مناطق جهان وجود دارد . عامل بیماری در سال ۱۹۴۹توسط خانم آلکساندروا به نام استروپتو کوکوس پلوتون کشف شد . این عامل و بعدها ملیسوکوکوس پلوتون  (Melisso coccus Poloton  ) نام گرفت . عامل بیماری یک باکتری ساپروفیت یا فرصت طلب است .

در موقع شیوع بیماری ، باکتری های دیگری هم چون  Bacillus alvei  و  Bacterium eurdice نیز به عنوان عوامل ثانویه وجود دارند .

عامل بیماری وارد همولنف نمی شود و محل آن فقط در روده ی لارو است . تأ ثیر این عامل رقابت غذایی است که با لارو به وجود می آورد ؛ به همین دلیل هم به نام بیماری لاروهای گرسنه را اتلاق می شود .

علایم

مانند لوک آمریکایی در دید کلی ، ظاهر قاب حالت فلفل نمکی دارد ؛ با این تفاوت که مرگ لاروها در اواخر دوره ی لاروی یا قبل از شفیرگی رخ داده است .

لازم به ذکر است که حالت فلفل نمکی ( حالتی که حجره های درپوش دار و بدون درپوش به طور مخلوط در کنار هم قرار گرفته باشند )در بسیاری بیماری ها ی ژنتیکی و هنگامی که ملکه ضعیف می شود ، دیده می شود و با این بیماری باید آنها را تفکیک کرد .

لاروهای مرده معمولاً حالت پیچ خورده و خمیده دارند . لارو بیمار در ابتدا به زردی و سپس به قهوه ای تغییر رنگ می دهد . در آزمایش صحرایی ، چوب کبریت بدن لارو کمتر از ۲ سانتی متر کش می آید .

عمدتاً از لارو آلوده ، بوی ترشیدگی و گندیدگی به مشام می رسد . لاروها ی مرده به راحتی از حجره جدا می شوند .

لاروهای حاشیه ، بیشتر مریض می شوند و این حالت ممکن است با سرماخوردگی اشتباه شود .

پیش گیری و درمان

درمان مثل درمان لوک آمریکایی است .

در پیش گیری به دلیل این که عامل بیماری تولید هاگ یا اسپور نمی کند ، برخورد خفیف تری با بیماری صورت می گیرد ؛ مثلاً از روش سوزاندن کمتر استفاده می شود.

بچه گیری از کندو وغوطه ور کردن جعبه ی کندو در داخل پارافین مذاب از جمله راههای پیش گیری می باشند .

بیماری لوک آمریکایی     (  American  foulbrood  )

بیماری لوک آمریکایی یکی از مهم ترین بیماری های زنبور عسل در سطح دنیاست . این بیماری بسیار مسری می باشد ، به طوری که اگر کنترل نشود ، می تواند کل زنبورداری را نابود کند .

عامل این بیماری باکتری گرم مثبت و میکرو آیروفیلیک است . این عامل از خانواده ی باسیلها به نام باسیلوس لاروا می باشد که اولین بار  وایت آن را در سال ۱۹۰۷ شناسایی کرد .

طول عامل ۵-۵/۲میکرون و عرض آن ۸/۰- ۵/۰ میکرون می باشد .هاگ یا اسپور عامل بیماری نسبت به حرارت بین ۹۰- ۲۰ درجه ی  سانتی گراد ، خشکی ، مواد ضدعفونی کننده و تمامی شرایط نامساعد محیطی ، فوق العاده مقاوم است و می تواند منطقه ای را تا ۳۵ سال آلوده نگه دارد.

بیماری زایی عامل بیماری فقط در فرم هاگ وجود دارد و در تنها قسمتی که فعال می شود ، روده ی لاروهای زنبور عسل است . عامل بیماری دارای ۹ سویه است که هرکدام بیماری زایی خاص خود را دارد .

هاگ پس از این که غذای آلوده ی لاروها را مبتلا کرد در داخل روده به شکل زایا در آمده ، به سلولهای روده حمله می کند و از طریق جدار روده وارد همولنف می شود و در نهایت ، لارو در اثر سپتی سمی می میرد .

تزاید باسیلوس لارو به قدری زیاد است که می تواند تا ۵/۲ میلیارد اسپور در بدن هر لارو تولید کند .

عواملی که در انتشار بیماری نقش دارند عبارتند از : مدیریت غلط زنبورستان ، رفتار غارت ، تجمع زنبورها ، استفاده از شان آلوده ، استفاده از عسل آلوده و در آخر خود زنبوردارها و وسایل زنبورداری آلوده .

این بیماری بیشتر در فصل پرورش نوزادان شایع است . لاروهای یک روزه ازحساسیت بیشتری برخوردارند ، ولی لاروهای ۲ الی ۳ روزه با میزان بالاتری از هاگ بیمار می شوند . در کل ، با بالا رفتن سن حساسیت لاروها  نسبت به عامل بیماری کاهش می یابد .

مرگ لاروها معمولاً در زمان پیش شفیرگی رخ می دهد ، ولی گاهی تا بعد از پیش شفیرگی هم دیده شده است .

علایم

پراکندگی حجره های نوزادان درشان ، سوراخ شدن درپوش حجره ها ، مرطوب و فرورفته بودن درپوش حجره ها ( در حالت طبیعی گنبدی شکل و خشک است ) ،  دیدن قاب به صورت فلفل نمکی از نگاه کلی ، برای مثال در یک حجره باز و در یکی بسته ، در داخل یکی گرده و در داخل دیگر ی شفیره باشد ، وجود بوی ترش همراه با سریشم ، تغییر یافتن رنگ لارو از سفید مرواریدی شکل به قهوه ای ، خشک شدن و چسبیدن محکم لارو به دیواره ی حجره پس از گذشت یک ماه ، برآمدگی پولک تا مرکز حجره در زمان شفیرگی از علایم این بیماری می باشند .

برای اطمینان از تشخیص ، می توان به آزمایشی  صحرایی دست زد :

چوب کبریتی را داخل بدن لارو آلوده فرو کرده ، بعد  بیرون می کشیم که در بیماری لوک آمریکایی حدود ۳ سانتی متر مثل لاستیک کش می آید .

برای تشخیص نهایی از روش های آزمایشگاهی استفاده می شود .

پیش گیری و درمان

۱-      آموزش زنبوردارها

۲-      سوزاندن کندوی آلوده

۳-      خوراندن داروهایی از قبیل اکسی تترا سایکلین . می توان این دارو را به ترتیب سرعت نتیجه گرفتن ، هم به صورت شربت و هم بصورت کیک و پودر ، به مقدار۵۰۰ میلی گرم به ازای هر کندو در۳ وعده و به فاصله ی ۴ تا۵ روز مصرف کرد .

کپک گرده

کپک گرده همان طور که از اسم آن مشخص است ، فقط گرده را درگیر می کند . عامل آن نوعی قارچ به نام بلسیا آلویی است و از این نظر که ذخایر غذایی را از بین می برد ، حایز اهمیت است .

رشد اسپور قارچ در دمای پایین صورت می گیرد . به همین دلیل این مشکل ، بیشتر در اواخر زمستان و اوایل بهار ، روی گرده ی ذخیره شده در شان ها دیده می شود .

بهترین راه مبارزه با بیماری از بین بردن قطعات گرده های آلوده و یا پختن آنها جهت تهیه ی خمیر گرده می باشد .

بیماری نوزاد سنگی یا لارو سنگی (  Stone  Brood )

برخی معتقدند بیماری نوزاد سنگی تنها بیماری زئونوز یا قابل انتقال بین انسان و زنبور عسل می باشد و می تواند در انسان عوارض تنفسی  ایجاد کند . خوشیختانه این بیماری به ندرت دیده می شود و شیوع چندانی ندارد .

عامل بیماری ، دو قارچ آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس فومیگاتوس هستند که در این بین آسپرژیلوس فلاووس در بروز بیماری از اهمیت و نقش بیشتری برخوردار است .هر دو قارچ عامل بیماری می توانند هم نوزادان و هم بالغین را درگیر کنند .

همانند سایر بیماری های قارچی ، شیوع بیماری در مناطق مرطوب بیشتر از سایر مناطق است . آلودگی لاروها به آسپرژیلوس بیشتر از بالغین ؛ ولی تلفات در بالغین بیشتر می باشد .

علایم

مشاهده شدن لارو مرده در حجره های باز و بسته ، شکل لارو در اوایل شیوع بیماری سفید و پف کرده ، بعد سبز تا قهوه ای روشن و در نهایت سفت و سخت می شود . از دیگر نشانه های بیماری این است که  لارو مرده به راحتی و بدون چسبندگی از حجره ها جدا می شود .

همچنین در این بیماری ، کلونی دچار ضعف ، ناتوانی و بی قراری می شود .

انتقال بیماری از راه دستگاه گوارش و بلعیدن اسپورهای قارچ صورت می گیرد .

پیشگیری و درمان

درمان خاصی وجود ندارد . برای جلوگیری از شیوع بیماری و به دلیل قابل انتقال بودن بین انسان و زنبور، پیشنهاد می شود به محض تشخیص بیماری ، کندوهای مبتلا سوزانده شوند .

واروآزیس

این بیماری در حال حاضر ، مهمترین و احتمالاً گسترده ترین آلودگی انگلی به شمار می آید .

آلودگی انگلی در ایران ، برای اولین بار در تابستان سال ۱۳۶۳ در استان های شمالی و شمال غربی کشور گزارش گردید .

عامل بیماری کنه ای بنام واروآ جاکوبسونی می باشد . این انگل با چشم غیر مسلح دیده می شود . انگل دارای ۴ زوج پاست . سطح پشتی دارای یک صفحه ی کیتنی کامل و سطح شکمی دارای چند کیتینی می باشد . اندام های انگل در سطح شکم قرار دارد .

سطح بدن انگل از سر تا انتهای شکم ، حدود ۲/۱میلی متر و طول نهایی بدن حدود ۷/۱ میلی متر است . انگل در انتهای هر پا قلاب هایی دارد که باعث انتقال این انگل از زنبوری به زنبور دیگر می شود .

انگل با استفاده از اندام مکنده ، فاصله ی بین قطعات کیتنی را پیدا واز همولنف زنبور تغذیه می کند . این انگل برای شفیره ها و زنبورهای بالغ یک انگل خارجی به شمار می آید .

تولید مثل

کنه ی ماده چند ساعت ( ۳۰ تا ۶۰ ساعت )قبل از بسته شدن در حجره های محتوی لارو، وارد حجره شده و بین ۲ تا ۷ عدد تخم درون آن می گذارد . ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد ، تخم ها تفریخ شده و از همان لحظه ی تولد از خون شفیره تغذیه می کنند . کنه های نوزاد در عرض ۷ تا ۸ روز بالغ می شوند . در ابتدای تولد کنه ، صفحه های کیتینی سفید و مانند پشمک است و به تدریج با بلوغ ، شروع به قهوه ای شدن می کند . اولین تخمی که کنه ی ماده می گذارد ، n کروموزومی (هاپلوئید ) است و تبذیل به کنه ی نر می شود و تخم های بعدی ماده (دیپلوئید) هستند . با توجه به اینکه کنه ی ماده در هر حجره بین ۲ تا ۷ تخم می گذارد و به دلیل نر و ماده بودن تخم ها ، سرعت تکثیر در کنه ها افزایش می یابد ، در فصل تزاید به سرعت تکثیر می شوند ؛ به طوری که ۲۴ ساعت قبل از خروج زنبور از سلول ، نسل بعدی کامل  و آماده ی حمله به سایر زنبورها می شود .

مایت نر فقط در جفت گیری شرکت می کند . مایت ماده به پشت زنبور می چسبد و از همولنف آن تغذیه می کند .

روش های مبارزه با انگل واروآ

روش های مبارزه عبارتند از : ۱- روش بیولوژیک  ۲- روش ژنتیکی   ۳- روش های شیمیایی

روش های بیولوژیک عبارتند از :

۱- استفاده از سلول های نر : به این دلیل که برای انگل جذابیت بیشتری دارد . بدین منظور ، در صورت وجود داشتن قاب وحشی بافی شده ، این قاب را در اختیار ملکه قرار می دهیم تا درون آن تخم ریزی کند و اگر قاب وحشی بافی در دسترس نبود ، یکی از شان هایی را که در آن حجره ی نر بیشتری وجود دارد ، در گوشه ی کندو قرار می دهیم . چیزی حدود ۸ درصد از انگل ها ، جذب قاب نر می شوند . سپس می توان قاب را خارج کرد .

۲- در آلودگی های بسیار شدید از روش حبس ملکه استفاده می کنیم . چون جرب برای تزاید نسل به شفیره نیاز دارد ، ملکه را به مدت ۲۴ روز حبس می کنیم تا نتواند تخم گذاری کند . این روش به دلیل این که ملکه در حبس است و نمی تواند تخم ریزی کند ، ممکن است باعث بروز مشکلاتی از قبیل انسداد اویداکت و کاهش تخم ریزی  شود . علاوه بر این حبس ملکه در این مدت ، ضررهای اقتصادی زیادی دارد .

۳- روش دیگر ، حبس ملکه روی قاب های ۳ تا ۹ است که در این حالت خسارات کمتری به ملکه وارد می شود .

۴- رفتار گاز گرفتن : تقویت رفتار گاز گیری زنبورهای کارگر با دادن پودر شکر به آنها .

۵- استفاده از گرما : کنه در مقایسه با زنبورعسل نسبت به گرما از حساسیت بالاتری برخوردار است . بنابراین اعمال گرمای حدود ۴۴ درجه ی سانتیگراد به مدت چند ساعت می تواند باعث نابودی بخشی از جمعیت کنه ها شود . در این روش باید مراقب بود که قاب ها بر اثر سنگینی نرم مومشان مشکل طبیعی و عمودی خود را از دست ندهند .

۶- استفاده از اسیدها و روغن های طبیعی

روش های ژنتیکی : ۱- تکثیر نژادهایی که نسبت به واروآمقاوم تر باشند .

۲- پرورش زنبورهایی که دوره ی شفیرگی کوتاهتری دارند .

۳- استفاده از زنبورهایی که رفتار گاز گیری بیشتری دارند .

در ضمن می توان از محلول اسید فرمیک ۸۵% به دلیل سوزاندگی بالا استفاده کرد ؛ ولی در حالت عادی از محلول ۶۰% بیشتر استفاده می شود .

همچنین می توان از ژل اسید فرمیک و نوار فیبری آن ، دستمال آغشته به اسید فرمیک که آن را روی قاب ها قرار می دهند و از از نوار آپیستان استفاده کرد .

استفاده از اسید فرمیک به این دلیل پیشنهاد می شود که اولاً طبیعی است و اثر سویی ندارد و به راحتی قابل دسترس است ، ثانیاً برعکس نوار آپیستان که بیشتر روی انگل بالغ  مؤثر است ، اسید فرمیک هم بر جرب های بالغ و هم بر شفیره ها و هم بر مایت های تراشه ای مؤثر است .

لازم به ذکر است به دلیلی که بیان خواهد شد ، فقط در صورت لزوم از اسید فرمیک استفاده شود . معایب اسید فرمیک عبارتند از: سوزاننده بودن و این که اثرش فقط در دمای ۲۵-۱۸ درجه می باشد ، تأ ثیرهای منفی آن روی زنبورهای بالغ و غیر بالغ ، آسیب دیدن مختصر ملکه ، استفاده ی فصلی از آن که بیشتر در تابستان ، برای ۴ وعده و به فاصله ی ۴ روز صورت می گیرد . به جای اسید فرمیک می توان از اسید لاکتیک که مثل آن ماده ای طبیعی است و نیز از روغن ها واسانس های گیاهی مثل نعناع و آویشن استفاده کرد .

استفاده از داروهای سیستماتیک مثل نوار آپیستان ، نوار بایوارل ( Byvarol )، نوار آپیگارد ،محلول پرنیزینگ و فولبکس هم توصیه می شود.

در مورد مصرف آپیستان باید به این نکته توجه داشت که دارو به علت باقی ماندن در عسل و گرده ، در فصل تولید محصول ، منع مصرف دارد .

مهمترین عامل پیش گیری از بروز این بیماری ، استفاده از کلونی های قوی در سطح زنبورستانهاست .

بیماری نوزوما   nosema disease

بیماری نوزوما یکی از شایع ترین وشاید گسترده ترین بیماری های زنبورهای بالغ در سطح مناطق معتدل جهان است . عامل این بیماری پروتزوآیی به نام نوزوما آپیس زاندر از خانواده ی میکروسپوریده می باشد . اندازه ی آن حدود ۵ میکرون در  ۵/۳ میکرون است .

شیوع بیماری بیشتر در فصل زمستان است ، مخصوصاً مکان هائی که  زمستان های طولانی دارند . این بیماری در مناطق گرم و خشک کمتر مشاهده می شود .

عامل نوزوما به شکل اسپور ، وارد دستگاه گوارش شده و روده ی میانی زنبور را درگیر می کند . بعد از آن ، پوسته ی اسپور با آنزیم های گوارشی روده حل شده ، به حالت فعال در می آید و به سلول های مخاطی روده حمله برده و در آنجا تکثیر پیدا می کند . سپس وارد لوله های گوارشی شده و دفع می شود . چرخه ی مذکور ۱۰ تا ۱۴ روز طول کشیده و متعاقب آن ۲۰ تا ۳۰ میلیون اسپور تولید می شود .

علایم

تورم شکم زنبور ، خزیدن زنبور روی زمین ، عدم قدرت پرواز ، افت جمعیت و محصول ، ضعف کندو و بارز ترین علامت آن ، اسهال زنبور است که مدفوع به صورت نوارهای زرد ، روی قاب ها مشاهده می شود .

نوزوما به دلیل تأثیری که روی غدد هایپوفارنژیال زنبورهای کارگر دارد ، سبب کاهش تولید ژل شاهانه می شود که این خود ، ضعف کلونی را در پی دارد .

تشخیص

برای تشخیص بیماری یک روش ساده وجود دارد که به امکانات نیز ، نیاز دارد . بدین صورت که یا شکم زنبور را فشار داده تا نیش همراه روده خارج شود و یا با انگشتان یک دست ، بند آخر شکم و با دست دیگر ، سینه ی زنبور را گرفته و از هم جدا می کنیم تا روده نمایان شود .

روده ی زنبورها در حالت طبیعی به رنگ قهوه ای  می باشد ؛ ولی در بیماری به دلیل تجمع زیاد اسپور ، به رنگ سفید شیری مشاهده می شود .

برای تشخیص نهایی از روش های آزمایشگاهی ، مشاهده ی مستقیم عامل بیماری در زیر میکروسکوپ ، استفاده می شود .

درمان

از داروی فوماژیلین که به شکل پودر است استفاده می شود . در مورد مصرف این دارو نکاتی قابل توجه است : فوماژیلین به صورت محلول و در اوایل بهار و اوایل پاییز مصرف شود .

استفاده از فوماژیلین ، هم حالت پیش گیری و هم درمان دارد . مقدار دوز مصرف آن  به ازای هر کندوی معمولی ۵۰۰ میلی گرم است .

چون اسپور حامل بیماری می تواند به مدت یک سال در محیط باقی بماند ، دارو را دوبار در سال و به مدت دو سال مصرف می کنیم .

در درمان می توان از اسید لاکتیک یا سرکه ی ۸۰ درصد به میزان ۵۰ سی سی به طور محلول و یا دستمال آغشته به ۱۰۰ سی سی اسید استیک که در روی قاب ها قرار می دهیم نیز استفاده کرد .

برای مصرف داروهای محلول بهتر است آنها  را در یک ظرف معمولی که نه خیلی گود و نه صاف باشد ، مثل نعلبکی قرار دهیم و بعد ظرف را روی قاب ها بگذاریم .

در بعضی موارد می توان از گاز اتیلن اکساید هم استفاده کرد ؛ ولی به دلیل باقی مانده ی دارویی که دارد ، مصرفش پیشنهاد نمی شود .

بیماری آکاریوز

این بیماری برای اولین بار ، سال ۷۳ در ایران گزارش شد . شیوع آن بیشتر در مناطق شمالی است .

عامل بیماری کنه ای است به نام آکاراپیس وودی یا مایت تراشه ای (Acarapis voodi  ) که از گونه ی کنه های گیاهی است ، در داخل مجاری تنفسی زندگی می کند و یک انگل داخلی به حساب می آید .

این انگل چشم نداشته و دارای ۴ زوج پاست . اندازه ای حدود ۱/. میلی متر داشته و تمام مراحل زندگی انگل – از تخم تا بلوغ – را در یک تراشه می توان دید .

انگل فقط تا قبل از ۵ روزگی خروج زنبور از حجره ؛ یعنی قبل از ۵ روزگی بلوغ زنبور می تواند از راه سوراخ های تنفسی ناحیه ی سینه وارد بدن زنبور شود ؛ زیرا از ۹ روزگی به بعد سوراخ ها با موهایی بسته و محافظت می شوند .

آکاراپیس پس از ورود شروع به تخم گذاری می کند . تخم های انگل درشت بوده و به اندازه ی جثه ی انگل هستند. ۳ تا ۶ روز بعد از آن ، تخم ها تفریخ و بعد از ۶ تا ۱۰ روز تبدیل به کنه ی بالغ و آماده ی جفت گیری می شوند . در کل ، فاصله ی هر نسل تا نسل بعدی حدود ۹ تا ۱۴ روز طول می کشد .

انتشار

رفتار غارت در انتشار بیماری مهمترین  نقش را  دارد . رفتار جستجوگری و نقل و انتقال کندوها بین زنبورستان نیز در انتشار بیماری نقش دارند .

علایم

عدم قدرت پرواز ، افتادن ناگهانی زنبور بالغ در هنگام پرواز  ، گیج و مشوش شدن زنبور ، متورم بودن شکم و در آمدن بال به شکل K از جمله علایم این بیماری هستند .

تشخیص

برای تشخیص بیماری حلقه ی اول سینه ی زنبور را که محل اسپیراکل تنفسی است ، جدا کرده و زیر لوپ آن را بررسی می کنیم . در آلودگی انگلی ، لوله ی نای یا تراشه ، تیره دیده می شود .

روش دیگر ، استفاده از روش دیسک است . در این روش ، بند اول سینه را بریده و ۲۴ ساعت در محلول پتاس قرار می دهیم . پتاس باعث لیز شدن عضله ها می شود . چیزی که باقی می ماند نای است که می توان آن را بررسی کرد .

درمان

برای درمان آلودگی آکاراپیس وودی از اکثر داروهای مورد استفاده در درمان انگل واروآ می توان استفاده کرد .

عوارض آلودگی به آکاراپیس

انسداد تراشه های تنفسی ، از دست دادن مواد غذایی ، به وجود آمدن عفونت های ثانویه ، انتقال بیماری های عفونی ، فلجی مزمن ، آسیب مستقیم به عضله های پروازی ، تغییر در متبولیسم کلونی ، کاهش طول عمر و کاهش توانایی عضله های پروازی .

بیماری نوزاد  ساکی   ( Sac brood )

عامل بیماری ویروسی  است  که از تولید آنزیم کیتیناز جلوگیری کرده و متعاقب آن ، مانع پوست اندازی می شود . پس در نتیجه ی نیفتادن پوست قبلی ، لارو شروع به باد کردن و سخت شدن می کند .

بیشترین حساسیت ابتلا  به بیماری در دو روزگی و وقوع مرگ در پیش شفیرگی .

علایم

تیره شدن لارو که ابتدا از سر شروع و بعد تا انتهای بدن ادامه پیدا می کند . سینه در این بین روشن تر از سر و تیره تر از شکم است .  لارو مرده حالت چرمی دارد و به راحتی از حجره ها جدا می شود . بندهای شکمی از حالت طبیعی واضح تر دیده می شوند .

انتشار

بیماری عموماً حالت فصلی دارد . از اواخر بهار شروع می شود و در اواخر تابستان خود بخود کاهش می یابد .

در این جا نیز رفتار غارت ، مهمترین عامل در انتشار بیماری به شمار می آید .

پیش گیری و درمان

مثل اکثر بیماری های ویروسی درمان ندارد ؛ فقط می توان از درمان های حمایتی و تقویت کلونی استفاده کرد .

برای پیش گیری ، بهترین کار قوی نگه داشتن کلونی و استفاده از ملکه های اصلاح نژاد شده است

بیماری فلج زنبورها

این بیماری به دو صورت حاد و مزمن وجود دارد و مخصوص بالغین است .

علایم بیماری عبارتند از : قادر نبودن زنبورها به پرواز ، خزیدن در جلوی کندو ، پهن شدن شکم و کوچکتر شدن جثه ، به سختی وارد  کندو شدن ، ریزش مو ، سیاه و صیقلی شدن شکم که به همین دلیل است به این بیماری ، لقب « دزدان سیاه » داده اند .

اوج شیوع بیماری در اواخر بهار و اوایل تابستان است . در انتقال این بیماری کنه ی واروآ نقش به سزایی دارد .

این ویروس بیشتر تمایل دارد تا در عضله های پروازی سینه تجمع کند . برای ابتلا به بیماری ، حداقل ۱۰۰ ویروس کافی است .

تشخیص حالت مزمن و حاد از هم ، فقط در آزمایشگاه امکان پذیر است ؛ به طوری که درحالت حاد ویروس از بافت های چربی ، مغز و عضله ها جدا می شود ؛ ولی در حالت مزمن ویروس از سیستم عصبی جدا می شود .

بیماری نوزاد پودری  powdering brood

این بیماری فقط لاروها را مبتلا می کند . عامل آن باکتریی به نام باسیلوس پولویفاسینس است که گرم مثبت بوده واسپور تولید می کند .

رنگ لاروهای بیمار از سفید به قهوه ای تغییر پیدا می کند و وقتی به آنان دست بزنیم ، از هم می پاشند .

بیماری در ظاهر شبیه لوک آمریکایی می باشد ؛ ولی نسبت به آن ، بیماری زایی کمی دارد .

بیماری سپتی سمی  ( Septicemia )

این بیماری مخصوص زنبورهای بالغ می باشد . عامل آن ، باکتری سودوموناس آپی سپتیک   می باشد که یک باکتری گرم منفی و فاقد اسپور است .

باکتری از طریق تراشه ها و سوراخ های تنفسی به بدن زنبورها راه می یابد .

علایم :

افتادن زواید بدن زنبور مثل بال و دست و پا از جمله علایم این بیماری می باشد . به همین دلیل ، زنبورهای مبتلا به حالت در خزیدن ،  جلوی کندو دیده می شوند .

برای تشخیص قطعی ، نمونه ی تهیه  شده را در آزمایشگاه روی محیط  ژلوز خون دار کشت می دهند .

بیماری نوزاد گچی  ( Chalk  Brood )

این بیماری نیز مخصوص نوزادان می باشد . عامل آن قارچی به نام آسکوفراآپیس apis  Ascosphaera  است . که هم هاگ آن وهم میسیلیوم آن ، بیماری زاست .

این قارچ بیشتر در شرایط آب و هوایی سرد و مرطوب رشد کرده و در ایران این بیماری بیشتر در شمال کشور دیده می شود . لاروها بیشترین حساسیت را نسبت به عامل ، در سن ۳ تا ۴ روزگی لاروی دارند .

عوامل مستعد کننده ی ابتلا به بیماری :

۱-      افت ناگهانی درجه ی حرارت و افزایش رطوبت داخل کندو.

۲-      مصرف بی رویه ی آنتی بیوتیک ها که موجب از بین رفتن میکروفلور روده می شود .

۳-      استفاده ی مستمر از تله ی گرده که تهویه را مختل کرده ، رطوبت داخل کندو را بالا می برد .

۴-      مدیریت نا مناسب زنبورستان

۵-      حضور عامل بیماری زا درکلونی

علایم

علایم بیماری شامل تغییر ظاهری در شکل و رنگ لارو و دیده شدن لارو مرده هم در حجره های در باز و هم در حجره های در بسته است . ولی عمدتاً مرگ لاروها دو روز پس از بسته شدن در حجره ؛ یعنی درست در زمان آخر پیش شفیرگی و اول شفیرگی رخ می دهد .

تشخیص

برای تأیید تشخیص ، نمونه ی تهیه شده از لارو مبتلا را کشت می دهند .

پیش گیری و درمان

بهترین راه پیش گیری ، رعایت بهداشت زنبورستان و قوی نگه داشتن جمعیت کلونی هاست . کار دیگری که می توان انجام داد ، ضدعفونی کردن با زاج سبز یا کات کبود است .

خواص عسل :

خاصیت ضد میکروبی در عسل با PH حدود ۲/۳ تا ۵ به هیدروژن پراکسید(H2O2) مرتبط بوده که از تغییرات آنزیمی گلوکز به گلوکونیک اسید حاصل می شود. به هرحال اثرضد میکروبی عسل پس از گرم شدن یا در معرض آفتاب قرار گرفتن کاهش می یابد.

عسل های تولیدشده از جنگل و کوه های اروپایی مرکزی بیشتر از درختان کاج(PINUSSPP) و عسل های حاصل از MANUKA در نیوزلند از گیاه LEPTESPERMUM SCOPARIUM دارای خاصیت بسیار قوی ضد میکروبی است و بر روی برخی میکروب ها از جمله استافیوکوک اورئوس و اپیدرمیس و استرپتوکوکوس پیوژنز و آنتروباکتریاسه اثرات خوبی دارد. عسلی که در نیوزیلند و استرالیا از گیاه مذکور حاصل می شود در جهان منحصر به فرد بوده و به آن عسل UNIQUE MANUKA FACTOR)) می گویند.

سم شناسی : عسل ماده ای کاملاً خوراکی است ، ولی در موارد استثنایی ممکن است به اسپورعامل بوتولیسم آلوده باشد که ایجاد سم کرده و مسمومیت زاست ، به همین دلیل مصرف آن برای کودکان زیر یک سال ممنوع است. همچنین بعضی افراد ممکن است نسبت به دانه های گرده موجود در عسل حساسیت داشته باشند.

خواص عسل :


• عسل حاوی آنتی اکسیدان است، از این رو مصرف آن برای سلامت قلب و عروق مفید است. عسل به سلامت پوست کمک می کند و ضد پیری است.

• در قدیم هر دارویی را با عسل  مخلوط می کردند، زیرا خاصیت بهبود بخشی داروها را چند برابر می کرده و امروزه هم از عسل در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند.

 از عسل در فرآورده های ضد سرفه  بطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده می شود . مزه مزه و غرغره شربت عسل برای برطرف کردن زخم های دهان و ورم گلو بسیار سودمند است. عسل ضد آسم است.

 عسل با اینکه بسیار شیرین است، برای دندان ها  و لثه مضر نیست، بلکه لثه ها را سالم می سازد و دندان ها را سفید می کند.

 دستگاه گوارش را پاک می سازد و ضد اسهال است. در تحقیقات ثابت شده اثر بسیار مفیدی برعفونت های معده با هلیکو باکتر پیلوری دارد. از این رو ضد زخم معده  و دستگاه گوارش است.

 عسل در درمان آب مروارید ( کاتاراکت ) مفید است.

 عسل بادشکن است و برای معالجه قولنج روده تجویز می شود و در مسمومیت های غذایی، دستگاه گوارش را پاک می سازد.

 دوست کبد و پادزهر است، پس در بیماری های کبدی مصرف آن مفید است .سکنجبینی که با عسل تهیه می شود، صفرابری اعلاست.

 سنگ های کلیه  و مثانه را از بین می برد. برای این منظور عسل را با کندر باید مصرف کرد.

 عسل خواب آور است و به مبتلایان به بیماری کم خوابی  توصیه می شود که قبل از خواب چند قاشق مرباخوری عسل میل کنند.

 برای رفع کم اشتهایی  مفید است و کلاً جریان خون را در بدن بهبود می بخشد. از این رو به رشد عضلات کمک می کند، پس برای بچه های کم اشتها  و افراد ورزشکار  بسیار مفید است.

 عسل گرفتگی مویرگ ها را باز می کند و برای عروق بسیار مفید است. پس سالمندان  اگر هر روز شربت عسل و لیموی  تازه بنوشند، عمر طولانی تری خواهند داشت.

 حتی موم عسل نیز خواص زیادی دارد و ماسک آن برای صورت، چین و چروک و فرورفتگی های پوست را می پوشاند و پوست را لطیف می کند.

درمان بیماری های متفاوت با عسل:
* چاقی مفرط، فشارخون بالا، چربی بالا: صبح به صبح یک لیوان آب داغ با یک قاشق مرباخوری عسل و ۵ تا ۱۰ قطره سرکه سیب بنوشید.

* برای درمان زخم های دهان: مخلوطی از یک قاشق مرباخوری عسل و کمی زردچوبه به زخم دهان یا زخم های روی زبان بمالید این مخلوط باعث ترشح بزاق دهان می شود تا سم را بکشد.

برای سرعت بخشیدن به روند بهبود باید این مایه را از دهان بیرون ریخت. برای زخم معده، روزی ۲ بار محلول یک لیوان شیر ولرم را با یک قاشق مرباخوری عسل بنوشید.

* برای زخم های موضعی: با گاز استریل حاوی عسل روی زخم را بپوشانید و شب آن را بردارید.

* سرماخوردگی: مخلوط نصف قاشق مرباخوری دارچین و یک قاشق مرباخوری عسل را روزی ۲ یا ۳ بار مصرف کنید.

* سینوزیت: روزی ۲ یا ۳ بار مخلوطی از یک قاشق مرباخوری آب زنجبیل تازه و یک قاشق مرباخوری عسل مصرف کنید.

* حالت تهوع، استفراغ، سوء هاضمه: یک قسمت آب لیمو را با یک قسمت عسل مخلوط کنید و روزی ۲ بار کمی از آن را بنوشید.

* اضطراب: یک لیوان آب پرتقال، یک قاشق مرباخوری عسل و کمی پودر جوز هندی را روزی ۲ بار میل کنید.

* کاهش میل به سیگار: قبل از سیگار کشیدن تکه های کوچک آناناس را همراه با نصف قاشق مرباخوری عسل بجوید.

* معده درد: مخلوطی از یک چهارم قاشق مرباخوری پودر برگ بو، یک چهارم قاشق مرباخوری دانه کرفس و یک قاشق مرباخوری عسل را قبل از ناهار و شام میل کنید.

* گردش خون ضعیف: مخلوطی از یک قاشق مرباخوری دارچین و یک قاشق مرباخوری عسل را در یک لیوان آب گرم دم کنید و بنوشید.

* سکسکه: مخلوطی از یک قاشق مرباخوری عسل و یک قاشق مرباخوری روغن کرچک را هر ۱۰ دقیقه میل کنید تا سکسکه شما بند بیاید.

ممکن است بعضی از زنبورها به گل خرزهره و چند گل سمی دیگر عادت کنند و محصول سمی تهیه نمایند که البته این کار به ندرت اتفاق می افتد.

به هر حال از مصرف این ماده بسیار مفید غافل نشوید و از فواید زیاد آن سود بجویید.

پس عسل‌های موجود در بازار را می‌توان به ۳ نوع اصلی تقسیم کرد:
عسل طبیعی: عسلی که زنبور با مکیدن شهد گل‌ها تولید می‌کند.
عسل غیرطبیعی: عسلی که زنبور با مکیدن شربت آب شکر یا شیره   میوه تولید کرده باشد.
عسل تقلبی: عسلی که یک فرد متقلب از شیره قند، شیره ذرت یا با بعضی میوه‌ها بدون دخالت دادن زنبورها درست کرده باشد.

نحوه نگهداری و تشخیص عسل سالم :


استفاده از ظرف فلزی ممنوع: عسل محصول فسادناپذیری است که خاصیت باکتری‌کشی دارد؛ پس فاسد نمی‌شود.

نگهداری عسل حتی برای کوتاه مدت در دمای بالای ۳۲ درجه سانتی‌گراد، رنگ، طعم و خاصیت آنزیم‌ها‌ی آن را تغییر می‌دهد.

در ترکیب عسل مقدار زیادی اسید وجود دارد. برای همین اگر عسل‌تان را در ظروف فلزی نگه دارید، هم ظرفتان خرده می‌شود و هم رنگ، بو و طعم آن تغییر می‌کند، پس حتما عسل را در ظروف‌ شیشه‌ای یا پلاستیکی نگه دارید.

رطوبت، دشمن عسل است. عسل را در جای مرطوب نگه ندارید، در ضمن قاشق خیس را در ظرف عسل فرو نبرید چون باعث رقیق و نامرغوب شدن آن می‌شود.

عسل در دمای بالای ۲۵ درجه سانتی‌گراد یا زیر ۵ درجه سانتی‌گراد «شکرک»‌ می‌زند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره شکرک‌زدن عسل به قسمت عسل تقلبی مراجعه کنید.
وجود ذرات خارجی مثل گرد و غبار، ذرات موم و… در عسل باعث تسریع عمل شکرک زدن آن می‌شود.

اگر عسل تان شکرک زد، نگران نباشید. شما می‌توانید به راحتی و با قراردادن شیشه عسل درون یک ظرف آب‌‌جوش آن را حرارت دهید و به حالت اولش برگردانید.

اما اگر یک ماه بعد دیدید که دوباره همان عسل شکرک زده ـ به خاطر متبلور شدن دانه‌‌های شکر ـ به راحتی نمی‌توانید با انجام کار دفعه قبل آن را به حالت مایع درآورید.

عسل‌های پاستوریزه که در حرارت بالا جوشیده و به صورت صنعتی بسته‌بندی می‌شوند، اصلا شکرک نمی‌زنند و رسوب هم نمی‌کنند.

در عوض به علت حرارت زیاد، بسیاری از خواص آن کم می‌شود؛ یعنی درصدی از اسیدهای آمینه، دیاستاز مثبت و بعضی ویتامین‌های عسل از بین می‌رود.

عسل از سالم‌ترین خوراکی‌هاست، به شرطی که از اول سالم به عمل آمده باشد چون در بعضی مناطق زنبورها از گل گیاهان سمی شهد می‌مکند یا از شهد گیاهانی که سمپاشی شده‌اند، استفاده می‌کنند که نتیجه آن تولید عسل نامرغوب یا حتی سمی است.

حواستان باشد عسلی که بوییدن آن شما را به عطسه بیندازد، خوردنش مستی و سکر بیاورد یا چشیدنش گلو را بسوزاند، عسل نامرغوبی است که باید از خوردنش پرهیز کرد.

منابع:وبسایت بوستان  bostane.ir, iranbee.com,beytoote.com

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*